تبلیغات
✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿
✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿
دهخدا تجربه عشق ندارد ورنه معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 دی 1395 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()






به شهــر ترانه خوش آمدید 





امیدوارم که از مطالب لذت ببرید 




http://s6.picofile.com/file/8179244584/22.gif







برچسب ها: شهر ترانه، شعر، پارسی، خوش آمدید، پست ثابت،
دنبالک ها: شهرترانه،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



یا که ناقص پس مده یا این‌که کامل پس بگیر

من دل آسان می‌دهم، باشد تو مشکل پس بگیر


بیش از این با موج از اعماق خود دورم مکن

این صدف را از کف شن‌های ساحل پس بگیر


ای خدایی که برایم نقشه دائم می‌کشی

برق جادو را از این چشم مقابل پس بگیر


من خودم گفتم فلانی را برایم جور کن

پس گرفتم حرف خود را از ته دل، پس بگیر!


مِهر او بر گِرد من می‌پیچد و می‌پیچدم

مُهر مارت را از این حوری‌شمایل پس بگیر


در مسیر خانه‌اش دیشب حریفان ریختند

نعش ما را لااقل از این اراذل پس بگیر




"کاظم بهمنی"






برچسب ها: ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، وبلاگ ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، اشعار زیبای فارسی ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، شعرهای عاشقانه در ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، کاظم بهمنی، شعری از کاظم بهمنی،
دنبالک ها: ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿،
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



عکس متحرک عاشقانه





کیستی که من

این گونه

به اعتماد

نام ِ خود را

با تو می گویم …

کلید ِ خانه ام را

در دست ات می گذارم…

نان ِ شادی های ام را

با تو قسمت می کنم!

به کنارت می نشینم و

بر زانوی تو

این چنین آرام …

به خواب می روم ؟

کیستی که من

این گونه به جد

در دیار ِ رویاهای خویش

با تو درنگ می کنم ؟



احمدشاملو






طبقه بندی: * احمـــدشـاملــو *، 
برچسب ها: ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، وبلاگ ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، احمدشاملو، شعری عاشقانه از احمد شاملو، شعر عاشقانه زیبا در وبلاگ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿ ...،
دنبالک ها: ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()




http://uupload.ir/files/qnxl_96_abartazeha_com-1708.jpg








 غمش در نهانخانه دل نشیند

 به نازی که لیلی به محمل نشیند
 
به دنبال محمل چنان زار گریم

 که از گریه ام ناقه در گل نشیند
 
خلد گر به پا خاری، آسان برآرم

 چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
 
پی ناقه اش رفتم آهسته، ترسم

 غباری به دامان محمل نشیند
 
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

 ز بامی که برخاست، مشکل نشیند
 
عجب نیست خندد اگر گل به سروی

 که در این چمن پای در گل نشیند
 
بنازم به بزم محبت که آن جا

 گدایی به شاهی مقابل نشیند

 طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا

 کسی چون میان دو منزل، نشیند؟


 

طبیب اصفهانی


 



طبقه بندی: * طـبیـب اصـفهانی *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، ✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿، طبیب اصفهانی، مرنجان دلم را که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست، مشکل نشیند،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



هر چه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن

یا که چو می روی مرا وقت سفر خبر مکن
 
گر چه به غم ستاده ام نیست توان دیدنم

شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن
 
روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد

وقت وداع کردنت بر رخ من نظر مکن
 
دیده به در نهاده ام تا شنوم صدای تو

حلقه به در بزن مرا عاشق در به در مکن
 
من که ز پا نشسته ام مرغک پر شکسته ام

زود بیا که خسته ام زین همه خسته تر مکن
 
گر چه به دور زندگی تن به قضا نهاده ام

آتشم این قدر مزن رنجه ام این قدر مکن
 
یوسف عمر من بیا تنگدلم برای تو

رنج فراق می کشد خون به دل پدر مکن
 
هر چه که ناله می کنم گوش به من نمیکنی

یا که مرا ز دل ببر  یا ز برم سفر مکن




 
مهدی سهیلی







طبقه بندی: * مــهدی ســـهیلی *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، مهدی سهیلی، شعری از مهدی سهیلی در وبلاگ شهرترانه، هر چه کنی بکن ولی، از برِ من سفر مکن،
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



السلام علیک یا بقیه الله . . .

وخدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد



http://s3.picofile.com/file/8282997868/20_mini.jpg







بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد

وه که دیدار غزل درد کشیدن دارد

چشم نرگس شده ات باده پرستم کرده

سعی بین حرم و میکده دیدن دارد

توبه کردم که قلم دست نگیرم اما

هاتفی گفت که این بیت شنیدن دارد

وخدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد

صحبت از قیمت این غمزه و آن ناز مکن

ناز عاشق کشت ای دوست خریدن دارد

عجب این نیست که آهوی دلم صید تو شد

طعم شهد لب صیاد چشیدن دارد

آن زمانی که آب و گلت را بسرشت

زیر لب گفت که این روح دمیدن دارد

قصه ی دست و ترنج است تماشاگه عشق

شکر وصل رخ تو جامه دریدن دارد

دیدن روی تو راه دگری می خواهد

شرح دیدار تو از شعر بریدن دارد




شهریار






طبقه بندی: * شــهریار *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، شهریار، شعری از شهریار، شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



ای یار دور دست که دل می بری هـنوز

چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز

هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان

در چشمم از تمامی خوبان، سـری هـنـوز

سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین!

عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز

ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها

از هـر چـراغ تـازه، فـروزان تــری هـنــوز

بـالـیـن و بـسـتـرم، هـمـه از گل بیاکنی

شب بر حریم خوابم اگر بـگـذری هـنـوز

ای نـازنـیـن درخـت نـخـسـتین گناه من!

از مـیـوه هـای وسـوسـه بــارآوری هنوز

آن سیب های راه به پـرهـیـز بـسـتـه را

در سایه سار زلف، تو مـی پـروری هنوز

وان سـفــره شـبــانــه نـان و شـراب را

بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز

با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم

آه ای شراب کهنه کـه در ساغری هنوز



حسین منزوی






طبقه بندی: * حســـین مـــنزوی *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، حسین منزوی، شعری از حسین منزوی، ای یار دوردست، که دل می بری هنوز، چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()




غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم

حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم


تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو

سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو


اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی

من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی


کاشکی میون من و تو تو اون روزا حصار نبود

هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود


انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی

منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی


یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده

نمیشه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده


تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته

انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته


تقصیر هردومون بوده ما عشق و نشناخته بودیم

فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم


باید یکی از ما دو تا غرور و میذاشت زیر پاش

آروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش


جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست

سواره هرگز باخبر از غصه پیاده نیست


توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت

حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت


حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم

ولی نمیشه کاری کرد همیشه تنها میمونم


کاش توی دنیا هیچکسی قربونیه غرور نشه

راه دو تا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه




مریم حیدرزاده







طبقه بندی: * مــریـم حیـــدرزاده *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، مریم حیدرزاده، شعری عاشقانه از مریم حیدرزاده در وبلاگ شهرترانه، شعر عاشقانه،
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 

رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

 

رفتم ، مگو ، مگو که چرا رفت ، ننگ بود

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

از پرده ی خموشی و ظلمت ، چو نور صبح

بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

 

رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک ِ گرم

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

 

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

 

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر

می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

 

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

در دامن سکوت به تلخی گریستم

نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها

دیدم که لایق تو عشق تو نیستم

 

فروغ فرخزاد








طبقه بندی: * فــروغ فــرخــزاد *، 
برچسب ها: فروغ فرخزاد، شعری از فروغ فرخزاد، وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



بانو ! عروسی من و او جز عزا نبود

حتـی عروس با غم من آشنا نبود

او با تمام عشوه گری ها برای من

یک تار گیسوان بلند شمــــــا نبود

آن شب به گریه نام تو را داد می زدم

امــا بـــرای پاســــخ من یک خدا نبود

هر چند شاعری كه چنین بی صدا شده ست

نسبت بــــه چشمهــــای تـــو بـــی اعتنا نبود،

هرچند مرد خسته ی این سالهای دور

راضی بــــه سر گرفتن این ماجـرا نبود،

طوفان سر نوشت مـــــرا از تــو دور كرد

باور نمی كنی گل من! دست ما  نبود؟

شاید خدا نخواست و شایسته ی تو آه

زیبـــــای پـــر تغـــــزل من  ایـن گدا نبود

این بود سرگذشت من و آن شب سیاه

این حرف ها بــــه جــان خودت ادعا نبود

 

حالا بیا و در دم مرگم قبول كن

مرد جنوبی غزلت بی وفا نبود

 

جواد ضمیری








طبقه بندی: * جـواد ضمیـــری *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، جواد ضمیری، شعری از جواد ضمیری در وبلاگ شهرترانه، عروسی من و او جز عزا نبود، مرد خسته، سالهای دور،
دنبالک ها: شهرترانه،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()




تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است


ماه مهمانی تمام و مه‌نگارم رفته است


با گل این بوستان تازه انسی داشتم


گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است




عید شما مبارک

 




http://yaspic.ir/wp-content/uploads/2014/07/eyde-fetr-yaspici.ir-8.gif









طبقه بندی: * اعـــیاد مـذهـــبی *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، عید شما مبارک، عید فطر مبارک، عید سعید فطر مبارک،
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



به یک پلک تـــو مـی‌بخشم تمـــام روز و شب‌ها را

که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را

بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم

فضا را یک‌ نفس پُر کن بـــه هــــم نگذار لب‌ها را

به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!

تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را

دلیلِ دل‌خوشـــی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم!

چرا باید چنین باشد؟... نمی‌فهمم سبب‌ها را

بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم

که دارم یاد مــی‌گیرم زبان با ادب‌ها را

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر

برای هــر قدم یک دم نگاهــی کن عقب‌ها را  

 

نجمه زارع








طبقه بندی: * نجمــه زارع *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، نجمه زارع، شعری از نجمه زارع، به یک پلک تـــو مـی‌بخشم تمـــام روز و شب‌ها را،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()




زندگی به تنهایی 


ناقص است !


تا عشق نباشد


زندگی تفسیر نمی شود ....



احمد شاملو






طبقه بندی: * احمـــدشـاملــو *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، زندگی، به تنهایی، ناقص، عشق، تفسیر،
دنبالک ها: شهرترانه،
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 خرداد 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()


دانسته یا ندانسته حقوقی بر گردن هم داریم

که کفه سنگین اشتباهات آن به سمت من است

امشب شب بخشش است


من از حقوق نداشته خود 

بر همه دوستان و عزیزانم گذشتم

از شما میخواهم از من بگذرید . . .



التماس دعا





طبقه بندی: * شــب قــدر *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، التماس دعا، شب های قدر،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 خرداد 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()



تا صورت پیوند جهان بود علی بود

تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعه‌ی خیبر

برکند به یک حمله و بگشود علی بود

آن گرد سرافراز که اندر ره اسلام

تا کار نشد راست نیاسود، علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود

سلطان سخا و کرم و جود علی بود

آن شیر دلاور که برای طمع نفس

بر خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پیدا

شمس الحق تبریز که بنمود، علی بود

آن عارف سجّاد، که خاک درش از قدر

بر کنگرهی عرش بیفزود علی بود

مسجود ملایک که شد آدم، ز علی شد

آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس

هم صالح پیغمبر و داوود علی بود

هم موسی وهم عیسی و هم خضر و هم ایوب

هم یوسف و هم یونس و هم هود علی بود

آن لحمک لحمی، بشنو تا که بدانی

آن یار که او نفس نبی بود علی بود

موسی و عصا و ید بیضا و نبوت

در مصر به فرعون که بنمود، علی بود

عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت

آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود علی بود

آن نور خدایی که بر او بود علی بود

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج

با احمد مختار یکی بود علی بود

محمود نبودند کسانی که ندیدند

کاندر ره دین احمد محمود علی بود

آن کاشف قرآنکه خدا در همه قرآن

کردش صفت عصمت و بستود علی بود

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم

از روی یقین در همه موجود، علی بود

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه این است

تا هست علی باشد و تا بود علی بود





مولانا






طبقه بندی: * مــــولانـا *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، شعر درباره حضرت علی، علی بود، مولانا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 خرداد 1396 توسط ❤️taraneh❤️ | نظرات ()


http://photokade.com/wp-content/uploads/axneveshte-ghamnak-fazsangin-photokade-9.jpg




نـگاهـم کـه مـی کنـی 

ذره ذره می میرم ...

چشمهات ... 

قهوه ی قجری ست 

انــگار ...



رضا کاظمی






طبقه بندی: * رضــا کاظمــی *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، رضا کاظمی، قهوه قجری، چشمهایت،
دنبالک ها: شهرترانه،
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3