تبلیغات
✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿

///




دستی بلند کردم و گفتم: «سفر به خیر!»

خوش می‌روی، گذار تو از این گذر به خیر

 

من چون گَوَن، اسیر غم خویشتن شدم

یاد تو، ای نسیم خوش رهگذر! به خیر

 

یاد تو، ای که خیسی چشمان من نشد

آخر به عزم راسخ تو کارگر، به خیر

 

یادت نمی‌رود ز خیالم؛ مگر به مرگ

ذکرت نمی‌رود به زبانم؛ مگر به خیر

 

بی‌خوابی ارمغان دل رفته‌ی من است

هرگز نمی‌شود شب عاشق، سحر، به خیر

 

تسلیم ناگزیریِ تقدیر خود شدم

دستی بلند کردم و گفتم:«سفر به خیر!»

 

# سجاد رشیدی پور






طبقه بندی: * سـجاد رشـیدی پـور *، 
برچسب ها: «سفر به خیر!»،  

تاریخ : پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 | 11:37 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات

///




چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم 

هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم


در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق 

چه کنم؟ شیوه ی پرهیز نمی‌دانستم


گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟ 

گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم


بغض را خنده ی مصنوعی من پنهان کرد 

گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم


عشق اگر پنجره‌ای باز نمی کرد به دوست 

مرگ را اینهمه ناچیز نمی‌دانستم


سجاد سامانی





طبقه بندی: * ســجاد سـامـانـی *، 
برچسب ها: عشق، بلاخیز، شیوه پرهیز،  

تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 | 06:08 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات

عکس دختر با موهای پریشان




تا باد میان من و تو نامه‌‌رسان است

موی من و آرامش تو در نوسان است

 

 

دستی که مرا از تو جدا کرد نفهمید

دعوا نمک زندگی هم‌قفسان است

 

هرچند که هر شاخه‌ گلی رنگی و بویی…

اما دَلگی خاصیت بوالهوسان است

 

بگذار که اوقات تو را تلخ کنم گاه

شیرینی بسیار، خوراک مگسان است

 

هر روز زمین شاهد توفان مهیبی‌ست

تا باد میان من و تو نامه‌رسان است

 

دنیا که به کام من و تو نیست، نبوده‌است

بگذار ندانیم به کام چه کسان است!

 

مژگان عباسلو



طبقه بندی: * مــژگـان عـباســلو *، 
برچسب ها: تا باد میان من و تو نامه رسان است،  

تاریخ : چهارشنبه 29 فروردین 1397 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات


گیف




فکر می­کردم در آغوشش بگیرم بهتر است

بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است

 

گرم آغوشش شدم ،دست و دلش لرزید و گفت  :

شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است

 

از قفس، هرکس رهایت می کند، عاشقتر است

این که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است

 

عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اند

زندگی، بی عشق ، زندان است ، گیرم بهتر است !

 

عشق من ! ای کاش بودی ،عشق من ای کاش بود

زندگی،این طور اگر باشد،بمیـــرم بهتر است...

 

 محمدجواد  آسمان





طبقه بندی: * محمدجواد آسمان *، 
برچسب ها: آغوشش، قفس، عشق من، زندگی بی عشق، زندان،  

تاریخ : چهارشنبه 22 فروردین 1397 | 02:51 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات

عکس




چند سالی ست که تکلیف دلم روشن نیست

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست

چشم می دوزم در چشم رفیقانی که

عشق در باورشان قد سر سوزن نیست

دست برداشتم از عشق که هر دست سلام

لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست

حس بی قاعده ی عقل و جنون با من بود

درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست

سال ها بود ازین فاصله می ترسیدم

که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست

رفتم از دست و به آغوش خودم بر گشتم

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست



(شعر: عبدالجبار کاکایی)







طبقه بندی: * عـبدالجبـــار کـاکـائـی *، 
برچسب ها: تکلیف دلم روشن نیست،  

تاریخ : جمعه 17 فروردین 1397 | 11:16 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات
تعداد کل صفحات : 32 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.