✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿

دهخدا تجربه عشق ندارد ورنه معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست



دیشب به یاد روی تو تنها گریستم

تنهای بی امید چه شبها گریستم

از چنگ غم بخلوت اندیشه های عشق

بردم پناه و بی تو در آنجا گریستم

سر می كشد چوشعله تمنای او ز دل

زین جانگذاز درد تمنا گریستم

پنهان نمی شود چكنم؟ ماجرای عشق 

در عشق او نهانی و آشكار گریستم

یكروز خنده زد دلم از گرمی امید 

عمری ز سرد مهری دنیا گریستم

روشن نشد ز بخت سیاهم چراغ عمر

امروز از سیاهی فردا گریستم

آتش زدند بر دل من ، تا كه همچو شمع

یكجا بسوختم دل و یكجا گریستم

كوتاه بود عمر من و عمر گل ، دریغ 

(پروانه) سان به خنده گلها گریستم





نوشته شده در پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت 06:27 ب.ظ توسط *M_M* نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Design By : Pars Skin