تبلیغات
✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿ - اشعار پاییزی



خیزید و خز آرید که هنگام خزانست

باد خنک از جانب خوارزم وزانست


آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزانست

گویی به مثل پیرهن رنگ‌رزانست


دهقان به تعجب سر انگشت گزانست

کاندر چمن و باغ، نه گل ماند و نه گلنار


منوچهری


~~~~~✦✦✦~~~~~


ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی

گه فصل خزان و گه بهار آوردی


مردان جهان را همه بردی به زمین

نامردان را به روی کار آوردی


ابوسعید ابوالخیر




~~~~~✦✦✦~~~~~


در بهار ِ زندگی رفتی سفر تو بی خبر


ای مانده در کاشانه‌ام جای تو خالی

نازنین دردانه‌ام، نشکن دل ِ دیوانه‌ام

ای در خزان ِ خانه‌ام، جایِ تو خالی

حسین منزوی

~~~~~✦✦✦~~~~~


تو هم همرنگ و همدرد منی، ای باغ پاییزی

چو می‌پیچد میان شاخه‌هایت هوی هوی باد


به گوشم از درختان های های گریه می‌آید

مرا هم گریه می‌باید،مرا هم گریه می‌شاید

مهدی سهیلی




دلم خون شد از این افسرده پاییز

از این افسرده پاییز غم انگیز


غروبی سخت محنت بار دارد

همه درد است و با دل کار دارد


فریدون مشیری



xx



طبقه بندی: * پائیـــــز *، 
برچسب ها: اشعار پاییزی،  

تاریخ : سه شنبه 1 آبان 1397 | 07:35 ق.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.