تبلیغات
✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿ - مطالب بهمن 1396

✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿

دهخدا تجربه عشق ندارد ورنه معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست






باید بری؛ نه! محض رضای خدا نگو

دق می كنم بدون تو، این جمله را نگو

زهرا بمان و زندگی ام را به هم نریز

سنگ صبور من! نرو از پیشم ای عزیز

باور نمی كنم كه دلم را تو بشكنی

با رفتنت به زخم غرورم نمك زنی

زهرا شب عروسی مان خاطرت كه هست؟

مهریۀ زلال و روان خاطرت كه هست؟

یادت كه هست قول و قراری كه داشتیم!؟

یك روح واحدیم؛ شعاری كه داشتیم

ای دل خوشیِ زندگی ام! می شود نری

از حال و روز من، كه شما با خبر تری

گریه نكن محدثه، غمگین نكن مرا

با رفتنت غریب تر از این نكن مرا

خاتون من! قلندر خوبی نبوده ام

من را ببخش؛ شوهر خوبی نبوده ام

با دردِ دنده هایِ شكسته جدال كن

تقصیر دستِ بستۀ من شد حلال كن

دل گرمی علی! به نظر زود می روی!؟

نه سال شد فقط، چقدر زود می روی!

بعد از تو فیض های خدایی نمی رسد

فریاد مرتضی كه به جایی نمی رسد

زهرا بمان و چهرۀ غم را عبوس كن

زهرا بمان و زینب مان را عروس كن

غصه به كار دل، گرۀ كور می زند

خیلی دلم برای حسن شور می زند

زهرا نرو، كه بغض بدی در گلوی توست

دامادی حسین و حسن آرزوی توست

حالا كه اعتنا به قسم ها نمی كنی

فكر حسین تشنه لبت را نمی كنی!؟

دیدی كه رنگ از رخ مهتاب می پرد

شب ها حسین تشنه لب از خواب می پرد

در باغ میوه های دلت، سیب نوبر است

این كربلایی از همه شان مادری تر است

حرف از سفر زدی و تبسم حرام شد

پیراهن حسین شنیدم تمام شد

باشد برو -قبول- علی بی پناه شد

باشد قرار بعدی مان قتلگاه شد

باشد برو كه كرببلا گریه می كنیم

با هم كنار طشت طلا گریه می كنیم








نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت 10:46 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |





به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

ز تو دارم این غم خوش ، به جهان از این چه خوش تر

تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی

چه خیال می توان بست و کدام خواب نوشین

به از این در تماشا که به روی من گشادی؟

تویی آن که خیزد از وی همه خرّمی و سبری

نظر کدام سروی؟ نفس کدام بادی؟

ز کدام ره رسیدی؟ ز کدام در گذشتی

ندیده دیده ناگه به درون دل فتادی

به سر بلندت ای سرو که در شب زمین کن

نفس سپیده داند که چه راست ایستادی

به کرانه های معنی نرسد سخن چه گویم

که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی


هوشنگ ابتهاج






نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1396 ساعت 04:12 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |




ساحل افتاده گفت: "گرچه بسی زیستم

هیچ نه معلوم شد آه که من چیستم"

موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت:

"هستم اگر میروم، گر نروم نیستم"



"اقبال لاهوری"





نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت 07:23 ب.ظ توسط *M_M* نظرات |




عکس نوشته






تنها

هنگامی که خاطره ات را می بوسم

درمی یابم دیری است که مرده ام

چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم

از پیشانی خاطره ی تو

ای یار

ای شاخه ی جدامانده ی من






احمد شاملو







نویسنده ها چرا دیگه فعال نیستند ؟ اگر فعالیتی نداشته باشن حذف خواهند شد !





نوشته شده در شنبه 21 بهمن 1396 ساعت 05:39 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |



گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی


مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود

ناز چشم تو ، بقدر مژه بر هم زدنی....




"فریدون مشیری"



نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 01:45 ب.ظ توسط *M_M* نظرات |






دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟

به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟

 

دوباره وصله ای از بوسه های دلچسب ات

برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟

 

اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟

دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنی

 

مباد دود دل من به چشم غیر رود

مخواه بیشتر آتش درین سپند زنی

 

منم که پیش تو از بید سر به زیرترم

تویی که طعنه به هر سرو سربلند زنی

 

دوباره همهمه افتاده است در کلمات

که در حوالی این شعر دیده اند زنی

 

زنی که وصفش در این غزل نمی گنجد

زن از حریر..از ابریشم..از پرند..زنی..

 

 علیرضا بدیع





نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت 09:48 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |





بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی آتش و گرمای تب 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب، لذت از دیوانگی 

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی 

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ایی با دلبری تنها شدن 

بوسه سر فصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن 

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من ، با من بمان 

شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان 

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ایی بوسه است 

بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است 

بوسه را تکرار می باید کرد
بوسه یعنی عشق وآوازوسرود 

بوسه یعنی وصل جانها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن، یعنی صعود





نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن 1396 ساعت 07:24 ب.ظ توسط A--M2000 نظرات |


گیف






به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانی

تو از یک آدم بی همدم تنها ؛ چه میدانی؟!

 

اگر چه تلخ میگویی و دورم میکنی ؛ اما ؟!

به چشمانت نمی آید که قلبی را برنجانی 

 

به هر کس میرسم ؛نام تو را با ذوق میگویم .. !

شبیه اولین تکلیف ؛ یک طفل دبستانی !!!

 

چه رازی عشق دارد با خودش تا حرف قلبت را

نمیگویی ، پشیمانی ،و میگویی و پریشانی؟!

 

کسی که عزم رفتن کرده ؛ با منت نمی ماند

نمیگویم بمانی ! چون که میدانم نمی مانی !

 

خیال خام من این بود ؛ پنهانت کنم ؛ اما؟!

نمیدانم چرا از پشت هر شعرم نمایانی ؟!

 

#سیدتقی_سیدی







نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 08:02 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |



ای همه مردم، در این جهان به چه کارید ؟

عمر گران‌ مایه را چگونه گذارید ؟

هرچه به عالم بود اگر به‌ کف آرید

هیچ ندارید اگر که عشق ندارید

وای شما دل به عشق اگر نسپارید

گر به ثریا رسید هیچ نیرزید

عشق بورزید

دوست بدارید






نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت 11:11 ب.ظ توسط *M_M* نظرات |




رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز

عکس روی تو در این آینه پیداست هنوز

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد

دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز

در دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه راز

در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز

گر چه امروز من آیینه ی فردای منست

دل دیوانه در اندیشه ی فرداست هنوز

عشق آمد به دل و شور قیامت برخاست

زندگی طی شد و این معرکه برپاست هنوز

لب فرو بسته ام از شرم و زبان نگهم

پیش چشمان سخنگوی تو گویاست هنوز







نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت 12:10 ب.ظ توسط *M_M* نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Design By : Pars Skin