گاهگاهی در زمستان شب نشینی لازم است

آتش و چای نبات و بوسه چینی لازم است

گاهگاهی در میان یك بغل شور و نشاط

نقش اول بودن و نقش آفرینی لازم است

ای كه قانون وفایت حد دوری دوستسیت

مردم از دوری كمی نزدیك بینی لازم است

باید از شورِ شراب چشمهایت مست شد

دائم الخمر و شراب ایینچنینی لازم است

سر به زیری اقتضای سن دوران دیده هاست

دزدكی هم می شود گاهی ببینی لازم است

دوستت دارم ولی در سینه پنهان می كنم

لابه لای عشق بنجل های چینی لازم است

كیف دارد عاشق عشق خدایی بود نه؟؟؟

زین جهت عشق خداوند زمینی لازم است

گاهگاهی نه همیشه باید اینجوری نوشت

در زمستان یك شبی با نازنینی لازم است... 



ابوالقاسم خورشیدی





تاریخ : یکشنبه 21 بهمن 1397 | 09:03 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات



مادرت را ببخش دخترکم 

شعر آتش به خانه اش زده است 

روزگارش شبیه گنجشکی ست 

که سموری به لانه اش زده است


بین انبوهی از تفاوت ها 

شاعران درد مشترک دارند 

مثل ظرفی عتیقه زیبایند 

منتهی از درون ترک دارند


آفت شعر را بکش در خود 

نکشی کل باغ می میرد 

لاکپشتی که روی لاک افتاد 

زیر خورشید داغ می میرد


دخترم فرض کن که جادوگر 

یک طلسم سیاه آورده 

کوچه ی خلوت خیالت را 

برده و چار راه آورده


مثلا فرض کن خدایت را 

گاه غولی سیاه می بینی 

در همین گیر و دار گرگی را 

بره ای بی پناه می بینی


ناگهان شکل واژه می گیرند 

همه ی چیزهای دور و برت 

سطری از شعر می شود حتی 

آن لباس نشسته ی پدرت


مادرت آن نهال کوچک بود 

که به فصل جوانه اش نرسید 

تا قیامت کلاغ قصه ی من 

شعر گفت و به خانه اش نرسید




رویاابراهیمی





تاریخ : یکشنبه 21 بهمن 1397 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic