ای یار دور دست که دل می بری هـنوز

چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز

هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان

در چشمم از تمامی خوبان، سـری هـنـوز

سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین!

عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز

ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها

از هـر چـراغ تـازه، فـروزان تــری هـنــوز

بـالـیـن و بـسـتـرم، هـمـه از گل بیاکنی

شب بر حریم خوابم اگر بـگـذری هـنـوز

ای نـازنـیـن درخـت نـخـسـتین گناه من!

از مـیـوه هـای وسـوسـه بــارآوری هنوز

آن سیب های راه به پـرهـیـز بـسـتـه را

در سایه سار زلف، تو مـی پـروری هنوز

وان سـفــره شـبــانــه نـان و شـراب را

بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز

با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم

آه ای شراب کهنه کـه در ساغری هنوز



حسین منزوی






طبقه بندی: * حســـین مـــنزوی *، 
برچسب ها: وبلاگ شهرترانه، شهرترانه، حسین منزوی، شعری از حسین منزوی، ای یار دوردست، که دل می بری هنوز، چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز،  

تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1396 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : ❤️taraneh❤️ | نظرات



چنان گرفتــــــــــــــــه ترا بازوان پیچکی ام

 که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام

نه آشنایی ام امـــــروزی است با تو همین

کـــه می شناسمت از خوابهای کودکی ام

عروسوار خیـــــــــــــــــال منی که آمده ای

دوباره باز به مهمانی عروســـــــــــــکی ام

همین نه بانوی شــــعر منی که مدحت تو

به گوش می رسد از بانگ چنگ رودکی ام

نسیم و نخ بده از خاک تا رهـــــــــــا بشود

به یک اشــــــــــــــاره ی تو روح بادباکی ام

چه برکـــه ای تو که تا آب، آبی است در آن

شنـــــــاور است همه تار و پود جلبکی ام

به خون خود شوم آبروی عشــــــــــق آری

اگر مدد برســـــــــــــاند سرشت بابکی ام

کنــــــــار تو نفسی با فراغ دل بکـــــــشم

اگر امــــــــــان بدهد سرنوشت بختکی ام

 

حسین منزوی








طبقه بندی: * حســـین مـــنزوی *، 
برچسب ها: آبروی عشق، بازوان، پیچکی، خیال، حسین منزوی، وبلاگ شهر و ترانه،  

تاریخ : جمعه 5 خرداد 1396 | 06:55 ب.ظ | نویسنده : ❤️taraneh❤️ | نظرات



سکوت میکنم و عشـق در دلم جاری ست 

که این شـگفت ترین نوع خویشـتن داری ست 

تـمام روز ، اگر بی تفـاوتم ؛ امـــــا

شـــبم قرین شکنجه ، دچـار بیـــداری ست 

رهـــا کن آنچه شنیدی و دیـدی ، هر چــیز

به جز مــن و تــو و عشق مــن و تــو ، تکراری ست

مرا ببـــخش ! بـدی کرده ام به تــو ، گاهی

کمال عشـــق ، جــنون است و دیگر آزاری ست

مرا ببــخش اگر لـحظه هایم آبــی نیـــست 

ببــخش اگر نفــسم ، سـرد و زرد و زنگاری ست

بهشـــت مــن ! به نســیم تبســمی دریاب 

جـهانِ جـهنم مـا را ، که غـرق بـیزاری ست



" حســــین مـــنزوی "







طبقه بندی: * حســـین مـــنزوی *، 
برچسب ها: حسین منزوی، شهر ترانه، شعری از حسین منزوی، مرا ببخش، سکوت میکنم، عشق، در دلم جاری ست،  
دنبالک ها: شهر ترانه،  

تاریخ : شنبه 9 بهمن 1395 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : ❤️taraneh❤️ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.