✿ ˙·٠•✿ شـهـرتـرانـه ✿•٠·˙ ✿

دهخدا تجربه عشق ندارد ورنه معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست





من مدتی ست ابر بهارم برای تو

باید ولم کنند ببارم برای تو

این روزها پر از هیجان تغزّلم

چیزی به جز ترانه ندارم برای تو

جان من است و جان تو، امروز حاضرم

این را به پای آن بگذارم برای تو

از حد «دوست دارمت» اعداد عاجزند

اصلاً نمی شود بشمارم برای تو

این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت

دریا نداشت دل بسپارم برای تو

من ماهی ام تو آب، تو ماهی من آفتاب

یاری برای من تو و یارم برای تو

با آن صدای ناز برایم غزل بخوان

تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو




مهدی فرجی

 





نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت 07:42 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |





می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد

روزی که پشتم مثل پشت کوه خم باشد
 
با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت

وقتی که حرفم محض پیری محترم باشد
 
می گویم از روزی که خوردم حرفهایم را

ترجیح میدادم که نانم در قلم باشد
 
روزی که گریان از خیابان آمدی گفتی

نفرین به شهری که سگی در هر قدم باشد
 
یادت می آرم گفتی امید بهاری نیست

وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد
 
آن روز وقتی سروهای سبز را دیدیم

شکرخدا شب رفته باید صبحدم باشد
 
چای از دهان افتاد ول کن شاید آن فرصت

روزی برای کودکانت مغتنم باشد
 
میخواستم از بوسه بنویسم هراسیدم

توی کتابم بیتی از این شعر کم باشد




 
مهدی فرجی






نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور 1396 ساعت 12:45 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |




http://killingmysoul.loxblog.com/upload/k/killingmysoul/image/(girl)_(1).gif






من مدتی ست ابر بهارم برای تو

باید ولم کنند ببارم برای تو

این روزها پر از هیجان تغزّلم

چیزی به جز ترانه ندارم برای تو

جان من است و جان تو، امروز حاضرم

این را به پای آن بگذارم برای تو

از حد «دوست دارمت» اعداد عاجزند

اصلاً نمی شود بشمارم برای تو

این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت

دریا نداشت دل بسپارم برای تو

من ماهی ام تو آب، تو ماهی من آفتاب

یاری برای من تو و یارم برای تو

با آن صدای ناز برایم غزل بخوان

تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو




مهدی فرجی






نوشته شده در جمعه 10 شهریور 1396 ساعت 11:00 ب.ظ توسط ❤️taraneh❤️ نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Design By : Pars Skin