هوای چشم های من کمی تا قسمتی ابری است

ولی چندی است از باران بار آور نشانی نیست

 

نمی دانم برایت از کدامین درد بنویسم ؟

فقط این را بدان این جا نفس ها هم زمستانی است

 

چرا پرسیده ای کی این چنین کرده پریشانش ؟

مگر تو خود نمی دانی فراسوی خیالم کیست ؟

 

تمام فکر و ذکرم این که یک روزی تو می آیی

اگر چه خوب می دانم که این جز آرزویی نیست

 

مردد مانده ام این جا میان ماندن و رفتن

که بین چشم و ابرویت بلاتکلیفی محضی است

 

پل ابروت می گوید : توقف مطلقا ممنوع   !

نگاهت می دهد اما ، به من فرمان که این جا ، ایست !

 

 

"علی محمد محمدی"




طبقه بندی: * علی محمد محمدی *، 
برچسب ها: زیباترین اشعار، اشعار عاشقانه، شعر عاشقانه معاصر، هوای چشم های من،  

تاریخ : جمعه 15 دی 1396 | 11:04 ب.ظ | نویسنده : ❤️taraneh❤️ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.