عکس




چند سالی ست که تکلیف دلم روشن نیست

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست

چشم می دوزم در چشم رفیقانی که

عشق در باورشان قد سر سوزن نیست

دست برداشتم از عشق که هر دست سلام

لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست

حس بی قاعده ی عقل و جنون با من بود

درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست

سال ها بود ازین فاصله می ترسیدم

که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست

رفتم از دست و به آغوش خودم بر گشتم

جا به اندازه ی تنهایی من در من نیست



(شعر: عبدالجبار کاکایی)







طبقه بندی: * عـبدالجبـــار کـاکـائـی *، 
برچسب ها: تکلیف دلم روشن نیست،  

تاریخ : جمعه 17 فروردین 1397 | 11:16 ب.ظ | نویسنده : ٠•✿ taraneh ✿•٠ | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic